محمد بن على ظهيرى سمرقندى

مقدمهء مصحح 14

سندباد نامه ( فارسى )

ادوارد براون ، سندبادنامه را از داستانهاى هندى كه چندين ترجمهء عربى و فارسى دارد ، معرفى كرده است « 1 » و ذبيح اللّه صفا آن را از جملهء قصص قديمهء هند مىداند كه به زبان پهلوى نقل شده بود و در ادبيات قبل از اسلام ايران شهرت بسيار داشت « 2 » و بالاخره عبد الحسين زرين‌كوب مىنويسد : « در زمره قصه‌هاى مأخوذ از ادب هندى در نثر پهلوى پايان عهد ساسانى كتاب كليله و دمنه و قصهء سندبادنامه را بايد ذكر كرد » . « 3 » با توجه به آنچه ذكر شد ، براى دانستن اصل و منشأ سندبادنامه بايد سير تاريخى آن را به دقت پيگيرى و بررسى كرد و ترجمه‌هاى مختلف آن را با يكديگر مقايسه نمود . جالب است بدانيم كه سندبادنامه يكى از كتابهايى است كه به اكثر زبانهاى دنيا ترجمه شده است و از اين جهت يكى از كتابهاى ادبيات جهانى است ، به‌طورى كه درژاوين اعتقاد دارد اين كتاب پس از انجيل دومين كتابى است كه داراى ترجمه‌هاى زياد به زبانهاى مختلف است . « 4 » برخى از اين ترجمه‌ها عبارتند از : عربى ، سريانى ، يونانى ، عبرى ، لاتينى ، انگليسى ، فرانسوى ، آلمانى ، ايتاليايى ، تركى ، روسى ، اسپانيايى ، ارمنى ، گرجى ، مجارى ، بلغارى ، هلندى ، سلواكى ، چك ، رومى ، سويسى ، ازبكى ، تاجيكى ( خط سريليك ) و . . . سندبادنامه از پارسى به زبان سريانى و از سريانى به يونانى ترجمه شد و در يونانى به نام Syntipas معروف گرديد . همچنين به زبان عبرى و از عبرى به لاتينى « 5 » نيز ترجمه شد و اين ترجمهء لاتينى و يونانى در اروپا شهرت زيادى حاصل كرد و به همهء السنهء مغرب‌زمين ترجمه شد . از نسخهء پارسى كه در عهد انوشروان نوشته شده بود ، ترجمه‌اى

--> ( 1 ) . تاريخ ادبى ايران ، ادوارد براون ، ج 2 ، ص 279 ( 2 ) . تاريخ ادبيات در ايران ، ذبيح الله صفا ، ج 2 ، صص 1003 - 999 ( 3 ) . نقش برآب ، عبد الحسين زرين‌كوب ، ص 530 ( 4 ) . عايد به اصل و پيدايش كتاب سندباد ، ج . عزيز قل‌اف ، ص 113 ( به خط سريليك ) ( 5 ) . تحت عنوان Dolopathos كه دوبار انشاء شده است . بار اوّل به لاتينى در بين سالهاى 1112 و 1184 ميلادى و متن آن را H . Oesterley در 1873 منتشر كرد . بار دوم به نظم فرانسوى بين 1222 و 1228 ميلادى و اين را C . Brunet و A . de . Moutaiglon در 1856 در پاريس منتشر كردند . وقايع اين داستان در جزيرهء سيسيل مىگذرد ( پانزده گفتار ، مجتبى مينوى ، ص 23 )